على محمدى خراسانى
12
شرح رسائل (فارسى)
و موضوع را نابود كرد نوبت به حكم به حليت نمىرسد از باب سالبه به انتفاء موضوع البته مطلب صور فراوانى دارد كه در باب استصحاب خواهد آمد . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : اينكه ما اصوليين در موارد شبهات حكميه تحريميه بعد الفحص و اليأس گفتيم : اصالة الاباحة و الحليّة و البراءة جارى مىشود اين مخصوص به مواردى است كه غير از اين اصل حكمى ما يك اصل موضوعى در رتبه قبل نداشته باشيم كه حاكم و مقدم بر اصل حكمى باشد همانند مورد بحث ما در شرب توتون كه اصل موضوع ندارد و شك ما در حليّت آن مسبب از امر ديگرى نيست بلكه تنها مسبب از فقدان نص است در اينجا اصالة الاباحه جارى مىشود . و امّا در مواردى كه در رتبه از اصل حكمى ، اصل موضوعى قابل جريان باشد نوبت به اصل حكم نمىرسد . فى المثل گاهى يقين داريم كه فلان حيوان قابل تذكيه و ذبح شرعى هست و موضوع كه مذكّى بودن است محرز است ولى شك مىكنيم كه آيا خوردن گوشت آن حيوان حلال است يا حرام ؟ در اينجا از اصالة الاباحة و الحلّ استفاده مىكنيم و حكم به حليت مىكنيم . ان قلت : پس از احراز موضوع يعنى مذكّى بودن ديگر چه جاى شك در حليّت و حرمت است بلكه بطور جزم بايد حكم به حليّت و اباحه كرد و شك نيست تا نوبت به اصل برسد . قلت : خير جاى شك هست زيرا اينگونه نيست كه هر حيوانى كه قابل تذكيه بود حلال هم باشد بلكه حيوانات دو دستهاند : 1 - آنها كه قابل تذكيه هستند و اثر تذكيه فقط طهارت است . 2 - آنها كه قابل تذكيه نيستند مثل سگ و خوك دوباره بخش اوّل دو